دلم برای آن روزها تنگ شده است .

شش ماه هم نمی گذرد . روزهایی که فریبا بود و هر روز کلی شعر می نوشت . شعرها را می خواندیم و شماره ها را می گفتیم . گاهی هم که فرصت نمی کردیم بخوانیم  الابختکی یک شماره را می گفتیم !

روزهایی که کتایون مدام می نوشت . گاهی که پرشین قطع می شد دوتایی در خماری خمیازه می کشیدیم و به زمان و زمین بد و بیراه می گفتیم . می خواستیم نیک را راه بیندازیم .

آن موقع که من و نرگس و گلناز در کامنت دانی امیر گیس همدیگر را می کشیدیم .

آن وقتها که هنوز گرازها محمد موکس را نبلعیده بودند و با محمد آجر پاره متحد می شدند و کامنت دانی من را صحنه نبرد می کردند .

آن روزها که سیدو هنوز نرفته بود توی کاریز و حالش بهتر بود .

آن زمان که عاطفه خوش تر بود .

وقتی که خودم هم شنگول تر بودم .

.

پ.ن.: جهت تقویت روحیه همه مان پیشنهاد می کنم کمی گیس و گیس کشی راه بیندازیم . ( آقایان کچل می توانند از کلاه گیس استفاده کنند )

 

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

من نمیام گیس و گیس کشی گفته باشم..اینا از شان من که یک دختر خوب و خانوم و فهمیده هستم و کلا هیچ کاری رو نسنجیده انجام نمیدم بعیده نیست[نیشخند][نیشخند][نیشخند] بعدشم اگر بر فرض محال قرار بر گیس و گیس کشی هم باشه... بازم نمیام تو کامنت دونی امیر.. به خاطر مسائل امنیتی... تازشم اگه اومدم تو کامنت دونی امیر... گیس وگیس کشی کردم من خودم اینور یه یار دارم به چه خووووووووووووووبی... شماها حالا هی برید یار کشی کنید :دییییییییییییییییی

نرگس

جمله بندی رو:))))))) تصحیح میشود: من نمیام گیس و گیس کشی گفته باشم..اینا در شان من که یک دختر خوب و خانوم و فهمیده هستم و کلا هیچ کاری رو نسنجیده انجام نمیدم نیست و از من بعیده [نیشخند][نیشخند][نیشخند] الی اخر

نرگس

میگم عادله تو چقدر ساده ای..تو واقعا نمیدونی گلناز اینهمه شجاعت رو از کجا اورده..؟؟‌؟آخه بنده خدا اگه امیر بخواد بکشه ما رو...گلنازو که باهاش کاری نداره..اصولا از گل نازکتر مگه میشه به گلناز بگه؟؟؟ با منم که کاری نداره...بالاخره هر چی باشه...بعله!! می مونی تو... ببین من دوستتم... دارم مسیر درست رو بهت نشون میدم..اصلا بیا همینجا موهای منو بکش..خیالت راحت شه...برو سر کار و زندگی ات... ولی نرو تو کامنتدونی امیر خب؟؟؟[نیشخند][نیشخند] پی نوشت: حالا باز بگو گلناز با منه!!!:دی

محمد

[گریه] الان خوابم میاد، برم بعدش میام هم کامنتا را می‌خونم و هم کامنت خفن می‌گذارم و گیس می‌کشم! نمی‌دونی موی دخترا را کشیدن و جیغشون را در آوردن چه حالی می‌ده، یادش بخیر قدیما ....

ترانه

[لبخند] خوشحالم که خوبی. امیدوارم دوباره مثل اون موقعها شاد وشنگول باشی.

عادله

به نرگس : حالا هی تو یارتو به رخ من بکشم . اصلن از کجا می دونی قصد من چیه ؟ هان ؟ شاید منم بخوام این وسط خلاصه بعله ![نیشخند]

نرگس

ببینیم و تعریف کنیم...ما که از خدامونه[نیشخند]

مونیکا

خوب اسم من که نبود پس من گیس و گیس کشی را نندازم؟اکی بنده تماشاچی

سیدو

حالا چهار روز من نیومدم .بلاگستان ببین چه بساطی راه انداختی ها ؟ میگم ها عادله ، چنگ زنی مجازه یا خلاف ؟ [نیشخند]

سیدو

هی دختر من تو رو خیلی دوست دارم ها . بوووووووووووووووووووووووووس .