دومین روز کاری ام هم گذشت . شرایط جدید عجیب است برایم . تا یکی دو هفته پیش صبح که بیدار می شدم تا ساعت ده یازده صبح یک جوری می گذارندم و بعد می نشستم پای کامپیوتر . ظهر برای ناهار خوردن از جایم بلند می شدم و عصر هم تا شب هر یک ساعت یک بار وب گردی می کردم . حالا صبح ساعت شش و نیم بیدار می شوم . صبحانه را آماده میکنم و می خورم و بعد جمع می کنم . با عجله می روم سر کار . آنجا هم حتی پنج دقیقه وقت آزاد ندارم . شب هم که حدود هفت برمی گردم خانه شام می پزم و کارهای خرده ریز را انجام می دهم .و در حالیکه جانی در بدن نیست تا موقع خواب خودم را سرپا نگه می دارم .خوب اینهمه تغییر برای من که بیش از یک سال و نیم است که به طور جدی کار نکرده ام کمی سخت است .

در خانه مادر بزرگ هم کار زیاد است . زنهای قدیم اصرار خاصی دارند که هر کاری به طور کاملن اصولی انجام شود !خصوصن اینکه مادر بزرگ که از صبح در خانه تنها است دلش می خواهد وقتی برمی گردی همه اش کنارش باشی و حرف بزنی و برایش تعریف شده نیست که کز کنی یک گوشه . امیدوارم کم نیاورم .

امروز یکی دوباری دلم داشت می رفت که بگیرد دو سه قطره اشکی هم از گوشه چشمم در آمد ولی زود خودم را جمع و جور کردم . الان هم که با مامان حرف زدم اشکم در آمد .از اینکه دیگر خانه و پیش آنها نیستم قلبم فشرده می شود اما هر بار به خودم نهیب می زنم که باید تحمل کنم .باید.

رئیس جدید آقای قاف آدم جالبی است شعار زیاد می دهد و نمی دانم تا چه حد عمل می کند .و فکر می کنم از آنهایی است که با پنبه سر می برند .از طرفی به رویت لبخند می زنند و از طرف دیگر آنقدر ازتو کار می کشند تا جانت در بیاید .ما سه نفر هستیم که از دیروز کارمان را شروع کرده ایم . امروز به من می گفت : من هنوز نتونستم تو رو بشناسم !!! در دلم گفتم هیچ وقت هم نخواهی شناخت .نمی دانم این اصرار روئسا برای شناخت جزئیات روحیه کارکنانشان از کجا ناشی می شود ؟

.

ع.ن.( عذر نوشت ) : این روزها زیاد فرصت نمی کنم به همه دوستان سر بزنم . واقعن از این بابت تاسف می خورم .

/ 31 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماکان

بهر حال آدم نبايد اينقدر مامانی باشه! کلا هر کاری کنی رئيست به خصوصياتی که براش نيازه آشنا ميشه و چنان کار ازت می کشه که نگو!

جوجو

قربونت برم مثل اينكه تو از روشهاي مديريتي جديد خبر ناري. اينا كلكشونه براي اينكه توي كارمند رو به كار علاقمند كنن تا بازدهي سازمانشون بره بالا. گول نخوري پته مته خودتو رو آب بريزي. سكوت پيشه كن جانم. اگه خباثت بلد نيستي شماره بدم كلاس مشاوره تلفني برات ميزارم با نصف قيمت

سجاد

ميگم خانوم عادله،شما براي خانومي شهلاي 21 مهر كامنت گذاشتي و گفته بودي كه آي كيوي بالاي 160 داري؟ اونوقت اگه شما بودي آدرس منو چرا گذاشته بودي؟ اونوقت اگه شما نبودي پس كي آدرس منو واسه كامنت خودش گذشته بود؟ به قول الماس خان سابق ها ها ها؟ :دي

کارو

عالی بود به من هم سر بزن

آناهيتا

ای ول خستگييييييييييی ولی خيلی حال داره اون خستگی مامان بزرگو باهات پايم خيلی گير ميده انقدر هم خودتو واسه عمه ی من لوسسسسس نکن قوی باش و سرسخت

سيدو

ما هم تاسف خودمان را ابراز ميداريم و بعد هم می خوريمش از نبود شما ، عادله خانم در وبلاگستان.

دوست

روزهای اول که هر جايی آدم بخواد کارکنه مشکلات خاص خودش رو داره ولی به زودی حل ميشه

عادله

جو جو جان من تمام اين روشهای مهر زدن بر دهان رو فوت آبم !

عادله

سجاد جان شرمنده . انگاری آدرس تو رو کپی کرده بودم برای لینک کردن و حواسم نبوده جای آدرس خودم گذاشتم . حالا تو هم دست نگير واسه ما. اثر خستگيه

جناب کربلايی حاج اقا چغندر

کاملن واقعن نسبتن ميفهمم چی ميگی ... اين مديرا همشون اينجورين ! سخت نگير ...