روابط آدمها به حاملگی می ماند .

بعضی از آنها چنان سفت و سخت ریشه می دوانند به اعما و احشا آدم و جا خوش می کنند در زهدانت ، که خدا آن روز را نیاورد که بخواهی بیندازی اش . آن چنان جانت را می گیرد و به زمین گرمت می زند که تا بروی دوباره سرپا شوی مدتها طول می کشد . تازه گاهی هم باید فکر آبستنی دوباره را از سر بدر کنی .

اما روابطی هم هستند که از اولش چنان سست و بی بنیادند که احتیاجی به قابله نیست که دست کند در جانت و اولاد ناخواسته را بکشد بیرون  . که  خود به خود سقط می شود و ممکن است عزا دارت کند یا اینکه شکر گذار که چه خوب شد که بلا از سرت گذشت و جانت خلاص .

 

 

/ 23 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوید

سلام بخش مهمی از زندگی امروزی روابط آدمها است که نمی شود از این مورد دور ماند .پس بهتراست اصول آن را فراگیریم[گل][گل][گل]

عاطفه

ممنون که بخشیدیم[زبان] اما چه تعبیر و تفسیر بی بدیل و زیبا و عجب تاویلی داریم ما[چشمک] اما کاش با یه مثال رووشن تر ش می کردی تا ما شیر فهم شیم[نیشخند]

عاطفه

ای وای اشتباه شد عادله جون منظورم در کامنت قبل اینه که : همه اون تعریفات رو شما دارید و اون تاویل رو من دارم که با توضیح بیشتر توسط شما رووووشن تر می شه انشالله

مونیکا

سلام احوال هووی خودم هوو جون اینی که تو تشبیه کردی باید اولش می نوشتی مثل سقط جنین یا حاملگی ناخواسته که.همه حاملگیها که اینور نیست آخرش نه؟ حاال ما از کدوم نوعشیم آیا؟[نیشخند]

آشیانه

خیلی استعاره ی با نمکی بود.اما بعضی روابط هم پیدا میشه که اینقده شیرین و دلچسبه که اصلا دلت نمیخواد ازشون دل بکنی .فکر کنم مادر بزرگای ما که 10 تا ده تا میاوردن اینجور روابط رو تجربه کرده بودن[نیشخند][نیشخند]

جوجو

آخ عجب تعبیر زیبایی. من از فروردین یه سقط دردناک انجام دادم که تا همین چند هفته ژیش هرشب گریه می کردم. از اون روابطی که بدجور عمق دارن ولی بنا به هزاران دلیل خودت نمی تونی بزرگ شدنش رو ببینی[ناراحت]

ابلوموف

ادم باید اگزیستناسیالیسم باشد تنها خودش و بس.[نیشخند]