بعد از اینکه به من لقب هاچ داده شد که مدام به دنبال مادرم می گردم ، به این فکر افتاده ام که هنوز که هنوز است بزرگ نشده ام . سه ماه دیگر سی ساله می شوم اما در 10 سالگی مانده ام . هر آدم سی ساله ای پخته تر از چیزی است که من الان هستم .

بعضی روزها اینقدر از خودم بیزار می شوم که آرزو می کنم کاش وجود نمی داشتم . مثل دیشب .مثل هر وقتی که تمام آن فکرهای لعنتی مثل کرم در سرم وول می خورند و مغزم را مثل یک تکه اسفنج سوراخ سوراخ می کنند .

مثل هر موقع دیگری که نمی توانم خودم را با واقعیت موجود و آدمهای دیگر وفق بدهم .

مثل زمانی که از هیچ چیز مطمئن نیستم .

مثل وقتهایی که نمی دانم در این دنیا چه می کنم .

.

وقتی از هم جدا می شویم و از دور می بینمت که دستها را در جیب فرو برده ای و پیشانی ات چین می خورد و نگاهت دوباره غمگین می شود می فهمم که برایت نیستم آنچه که می خواستم و قرار بود .

/ 28 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

والا من خودم يه پا هاچ تمام عيارم برای همين به مخيله ام خطور نميکرد که ممکنه اين لقب هاچ برنجوندت فلذا اگر اينطور شد عذر تقصير

امير

در عين حال هاچ بودن هيچ ربطی به سن و سال و بزرگ شدن نداره فلذا باز هم تکذيب ميشود

جوجو

مهم نيست ۳۰ سالگيت داره شروع ميشه يا در حال تموم شدنه. ميدونی مهم اون حسيه که کانع ميشه در من يا تو اين حس به وجود بياد که اه چقدر آدم بی خودی هستيم. در ضمن اگه کسی همچين شکلی بعد ديدنت به خودش می گيره بابات ايکه هوا بس ناجوانمردانه سرد است . چين و چروک رو ی پيشونی هم از برای فراق شماست

جوجو

خاک وچوک چه همه غلط کانع = مانع بابات ايکه= بابت اينه که اينجا برفه سواتم نم کشيده خواهر

عادله

ای SPEEDEX مگر دستم بهت نرسه !

صورتک خیالی

تحريم کامنت شدی ُ حيف امده بودم کامنت سوم امروز رو بزارم ُ‌برو سال ديگه بيا!

دخترک يا همون خواهرک

ای خواهر فدای اون دلت بشم.اگه الان تو هم تو ولايت بودی و مجبور بودی صبا پاشی گاوا رو بدوشی و زمينا رو شخم کني و تو این سرمای سیاه یخ حوض بشکنی و رخت بشوری و مث من مس بسابی! ديگه از اين فکرا به سرت نمی زدببينم اين آخريه که گفتی کی بود؟!!!!؟؟؟؟؟؟؟ ها ها ها!!!!!!فردا خان داداشا رو می فرستم پی ات برت گردونن ولايت.دختره چشم وادٍريده!!!

عادله

يعنی چی تحريم کامنت شدم ؟