گمانم باید یک فکر اساسی برای آلزایمرم بکنم . حافظه ام خیلی که یاری بکند دو هفته برود عقب . بعد به پت پت می افتد و آن ورترش حتی به ضرب چماق هم یادم نمی آید .

نمونه اش همین دیروز . خانمی از انتشاراتی زنگ زدند که:

- کتابهایی که سفارش داده بودید تموم شده و موجود نیست .

من : اهم ... ببخشید. ولی اصلن یادم نمیاد چه کتابی و کی سفارش دادم .

خانم : خوب ... خداحافظ !

من :خیره به دور بین نگاه می کنم !!!

.

در راستای حمایت از وبلاگ نویسان جوان و جلوگیری از سرخوردگی اجتماعی و اعتیاد این نوگلان زندگی ، امروز وبلاگ جدید التاسیس دیگری را خدمتتان معرفی می نماییم به نام خوابهای طلایی . ایمان را از وقتی که تازه پشت لبش سبز شده بود می شناسم . علاوه بر فیلمنامه نویسی کارهای گرافیکی هم انجام می دهد . یک کارت ویزیت برای ما طراحی نموده به چه قشنگی .تشویقش کردیم بجای 360 در پرشین بنویسد و قول دادیم تبلیغ وبلاگش را در وبلاگ وزین خودمان بکنیم . یک کامنت شما می تواند این جوان را یک قدم از اعتیاد دور کند . حالا دیگر خود دانید .

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
شمینللی

نت گذاشتن هم راه خوبیه ! برای همینه پس یهو یادت میره که شمینللی هم توی این دنیا هست ، نه ؟![عینک]

شمینللی

بیا مسنجر اگه دوست داری ! قبلش البته اینو پاک کن ، اگه دوست داری البته [عینک]

کتایون

حالا خلاصه کتابه تموم شده دیگه ... [نیشخند]

شهلا

به کلوپ فراموش کاران امروزی خوش آمدید عادله جون [دست] عزیزم این کاریست که همه را دچار کرده و سوالیست برای من هم که این در مورد آلزهایما میخام مطلبی بنویسم تا شما به این فراموشی های کوتاه، آلزهایما نگوئید و بدانید این بیماری خانه خراب کن، چیست!!؟[چشمک] خدایا پیر ها از ما جوانان [زبان]قدرت ذهنی بهتری دارند! چی شد که همچی شدیم ما!؟ - و اما اعتیاد و ایمان جان!!!- خدانکنه که معتاد افیون بشه، مگر اینکه مانند من معتاد به اینترنت بشه[قهقهه] [تایید]

رضا قاری زاده

اتفاقاَ در مورد آلزایمر خواستم بگم که ... یادم رفت ... بذار برم یه آب به سر و صورتم بزنم ببینم چی می خواستم بگم[تعجب]

عاطفه(احلام)

[نیشخند]عزیزم یه کمی حافظه میان مدتت آسیب دیده. چیزی نیست. راستی دیگه واقعا دارم می ام جنگل ابر. مشتاقانه البته

نوید

سلام می فهمم چی میگین.حتمآ حمایت می کنیم مرسی [گل][گل]