دیروز :

و تصمیم گرفتم که دوباره از آخر شروع کنم .

دقیقن یادم نیست این جمله رو کجا شنیدم اما به نظرم خیلی خیلی جالب میاد . برای اغلب آدمهایی که توی زندگیشون به بن بست می رسن ، شروع دوباره میشه از آخر شروع کردن . و فکر کن از میون اونهمه احساسات بد که وجودت رو گرفته و تکه های زندگی که هیچ کدوم سر جای خودشون نیستن یک دفعه تصمیم بگیری که مسیر پر پیچ و خم سلسله جبال زندگی رو ادامه بدی و دوباره بری و بری .

.

امروز :

برگشتم ولایت .بعد از یک هفته بودن با خاله ها و سر و کله زدن با خاله زاده ها . کلی گفتیم و خندیدیم . یک پسرخاله رو راهی کردیم که بره هند و درسش رو ادامه بده . و یک خاله و پسر خاله رو که تازه از هند اومده بودن دیدیم .پسر خاله توی این یک سال و نیم که ندیده بودیمش کلی بزرگ و خوش قیافه شده .هنوز پاش نرسیده به ایران شیطنتهاش رو شروع کرده بود و تلفنش مدام زنگ می خورد !

از خاله هم سوغاتیهامون رو گرفتیم و سر اینکه مال کدوممون قشنگ تره با خواهرک و دختر خاله کل کل کردیم . نی نی خاله کوچیکه هم انقدر با نمک شده که دلم همش براش ضعف میره . خواهر بزرگترش هم انقدر باهوش و حاضر جواب شده که واقعن یادت میره فقط 4 سالشه .

خلاصش اینکه روزای خوبی بود و خوش گذشت .

.

فردا :

اولین نمونه کار رو میسازم . انقدر هیجان زده ام که انگار قراره بچه ام به دنیا بیاد . امیدوارم اولین کار اونقدر خوب باشه که بشه به ثبتش رسوند .

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
؟؟؟

میگم آ عجب آ واقعا شخصیت جالب و دوست داشتنی دارید امیدوارم همیشه بهتان خوش بگذره [تایید][گل]

نسیم

چقدر مشغولی تو......ایول

عاطفه(احلام)

خوب بچه اته دیگه. یه هنره! چه وبلاگ قشنگی ؟ راستی تو میون اون هم مطلب اساسی فرهنگی روانی من که حالمو به هم ریخته بود یادت به جنگل ابر بود؟ ای ول! مگه نیام باز اونطرفها از میون ابرا می ندازمت اون ور ابرا[چشمک]

عاطفه(احلام)

اوخ اوخ پست قبلتو که خوندم آرک اصلیتو فهمیدم[نیشخند]. بابا آتنا خدای صنایع دستی و مهارت وعقل و درایت و از این حرفها

رضا قاری زاده

خوشیم به خوشی رفق ... ایام خوشی مستدام ما هم کماکان منتظر تصویر کار جدید هستیم جهت لذت بصری

رها

به نظرم مهم تصمیم حالا از کجاش مهم نیست! آره شاهزاده است :دی

کتایون

منم امیدوارم...[قلب] ...بعدن اگه خوب عکسشو می ذاری؟

پیوست

از آخر كه شروع كنيم بعدش كدوم وري مي‌ريم؟! مي‌رسيم اول يا مي‌ريم آخرتر؟!

جوجو

من هنوز نتونستم تکه های شکسته ام رو جمع کنم و از آخر شروع کنم به خوب شدن. اگه به نظرت فضولی نمیاد خیل دوست دارم عکس کارت رو بببینم