از فرهنگسرا زنگ زدند که به مناسبت روز نمی دانم چه جشنی برپاست و هنرمندان بزرگ همه جمعند و فقط شما را کم داریم و حضور شما مایه بسی امتنان خواهد بود. ( یا چیزی در همین مایه ها ! )این بود که شال و کلاه کردیم و علی رغم میل باطنی عازم فرهنگسرا شدیم . نکته ای که در آنجا بیشتر از همه به چشم می خورد حضور هنرمندان جوان خوش قیافه با شکل و شمایل عجیب و غریب بود . چیزی که امروز فهمیدم این بود که یکی از مشخصه های روشنفکری ولو شدن روی زمین است . یعنی به جای اینکه مثل عوام الناس روی صندلی بنشینی بهتر است پهن شوی روی زمین . باور کنید جواب می دهد .من با چشمهای خودم دیدم . یکی دیگر از مظاهر روشنفکری همراه داشتن یک پارتنر می باشد . که از این حیث هم بنده از قافله عقب بودم .

یک راه دیگرش هم این است که موقع توصیف و تحلیل آثار هنری صدایتان را تا حد امکان نازک کنید و تا می توانید به حافظه تان فشار بیاورید برای به خاطر آوردن کلیه لغات دهن پرکنی که تا به آن روز یاد گرفته اید ! که متاسفانه در این مورد هم آلزایمرم اجازه هنرنمایی نمی دهد .

با این تفاصیل هیچ گاه از این حقیر روشنفکر در نمی آید و همچنان تا دنیا دنیاست در طبقه عوام دست و پا خواهم زد .

فقط یک چیز را دستگیرم نشد که آنهم یحتمل برمیگردد به درک پایینم از مفاهیم عمیق فلسفی . و آن این بود که رابطه آش رشته با این جریانات چیست که در فرهنگسرای مربوطه سرو می شد و دسته دسته هنرمندان برای خوردن آن از هم سبقت می گرفتند ؟ !

/ 43 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

ديگه من دارم قاطی ميکنم...گلناز جان!از تو به يک اشاره،از ما به سر دويدن

سيدو

باشد که رستگار شويد.

سيدو

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآ من برم اين گلناز يک ماچ کنم بيام ولی قبل از اينکه برم اينو بگم که عادله جون اون حروف چيه تو نوشتی ها ؟ به جان خودم خيلی ضايع است ، محض رضای خلق خدا و برای اينکه در گزينش هم قبول شی برالی يک بار هم شده با اين گلناز برويد و ان کتاب اسمانی را باز کنيد و نگاهی بيتدازيد و باور بکنيد که اصلن ما تو اون کتاب از اون دست حروفی مه شما دو تا نوشته ايد نداريم. ل وووووووووووووووووووووووووووووووووووووو ل.

شهرام

باهات همدردم. منم یه زمانی میخواستم روشنفکر بشم ولی دیدم باید سیگار بکشم و هی اصطلاح از بر کنم و اداهای عجیب غریب در بیارم و اصول نوشتن را یاد بگیرم. نشد که نشد. من و تو همون بهتر که به همین وبلاگ قراضه مون راضی باشیم. تو چاییت را دم کن من هم امشب خورشت فسنجونم را درست می کنم.

الهام

اساسی تو قضاوت بودیا آش رشته رم همه میخورن، روشنفکر و تاریکفکر

خاطره

سلام البته دقيقا درسته!! تو هيچی نووفهمی! مثل من! ببين الان نشانه های روشنفکر بودن چيه!! اينها که تو گفتی که چيزی نيست

عادله

خاطره جان می دونم اصول روشنفکری خفن تر از ايناست ! ولی اينا چيزايی بود که من ديدم . . شهرام جان صفت قراضه ممکنه در مورد وبلاگ تو صدق کنه ولی برای من نه

روهام

خانم اجازه؟ ببخشيد روم به ديفار گلاب به روتون امان از سوات کم و اينا ولی عذر می خوام «پارتنر» چيه؟ تو رو خدا...

عادله

وا... بين خودمون بمونه روهام جان راستش خودمم دقيقن نمی دونم چيه . ولی ميگن چيز خوبيه .