این هفته اوج کارمان در شرکت است . سمینار کذایی در حال برگزاری است .و فکر کن در یک چنین سمیناری که اغلب مدیران ارشد ادارات دولتی در آن شرکت می کنند و یک استاد خارجی سخنران است ، آدم چقدر می تواند سوژه پیدا کند برای نوشتن . چقدر خنده دار است که در چنین سمینار مهمی یک مدیر محترم خواب باشد وگردنش کج شده باشد و استاد این را با صدای بلند بگوید ( البته کاملن محترمانه ) یا بعد از ناهار اغلب افراد چرت بزنند و تو خود حدیث مفصل بخوان ...

.

نمی دانم از بد شانسی ام بود یا خوش شانسی که شروع کارم در چنین محیط پر جنب و جوشی و با حجم زیاد کار بوده است . چیزی که این روزها به آن فکر می کنم این است که باید بمانم و مبارزه کنم . باید خودم را تغییر بدهم . حساسیتهایم را کم کنم و صبرم را بیشتر . باید از نو شروع کنم به زیبا دیدن دنیا . و اینکه رویاهایم را دوباره به یاد بیاورم ...

.

آنقدر خسته ام که توان بیشتراز این نوشتنم نیست .

برمی گردم .

حتمن !

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهلا

آفریــــــــــــــــن دختر مقاوم همیشه پیروز باشی

نرگس

اينه..غير از اين باشه به عادله بودنت شک ميکنم :)))

سيدو

اون عدد ۷ هم قرار بوده کاما باشه که نشده ديگه .

سيدو

خوب ، من همين پشتکارت دوس دارم. شوخی هم نمی کنم حالا تو اگه دوس داری فک کنی که دارم باهات شوخی ميکنم فک کن. اما من کاملن جدی گفتم . حالا بيا ۷ يکی پيدا ميشه بگه دوست داره و دليل دوس داشتنشو ، اونم باور نميکنی . تف به اين دنيا و روزگار غدار.

کتايون

باید از نو شروع کنم به زیبا دیدن دنیا . و اینکه رویاهایم را دوباره به یاد بیاورم ...

خاطره

فکر ميکنم منم بايد مثل تو بمانم و مبارزه کنم و ...درست مثل تو

مونيکا

چه جالب اين هفته هفته خيلی شلوغ و بدی برای من هم هست اصولا به نظرت يک آدم چقدر نامردی ببينه خوبه؟؟ چقدر؟ برو بالاتر.فقط کم مونده اوس کريم بياد پايين يه خنجر صاف تا دسته بکاره تو کمر منو بره

کتايون

درباره تکرار آينده ...اينو برای عرفان هم نوشتم: ... امروزی که آينده ی ديروز بوده تکرار میشه و همینطور فردايی که آينده ی امروزه هم تکرار میشه و يک ماه بعدی که خوب ميدونی چی پيش مياد هم همينطور تو ذهنت هی و هی تکرار ميشه...