گاهی میان عقل و احساس جنگ در میگیرد . هر کدام ساز خود را می زنند . دارم تمرین می کنم که وقتی خون جلوی چشمم را می گیرد و می روم که کاملن احساسی و غریزی رفتار کنم ، کمی دست نگه دارم و کارهای شتابزده را که همیشه برایم پشیمانی به ارمغان آورده است موکول کنم به آینده . دیروز یکی از آن پیروزیها نصیبم شد و به خاطرش به خود می بالم .

.

جالب است . این روزها که برای مصاحبه به جاهای مختلف می روم باید خودم را به اشکال گوناگون در بیاورم . مبارکم باشد اینهمه آفتاب پرست شدن !

.

از این خصلت خودم تعجب می کنم . واقعن مسخره است . آخر در دنیایی که همه آدمها سعی دارند به نوعی خودشان را بهتر و بالاتر از آنی که هستند نشان دارند ، چرا من اصرار دارم که تمام خصایص خوبم را نفی کنم ؟

دلیلش فروتنی نیست . دلیلش را البته می دانم و هرگز نخواهم بخشید باعثش را ...

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيدو

اشکال نداره عادله تو نه اولين و نه اخرين /افتاب پرستی . لاينجا اين ولايت ولايت آفتاب پرستها که چه عرض کنم ولايت وزغ هاست . فک کنم افتاب پرستها زا وزغ ها خوشکل ترند ، مگه نه ؟!

سيدو

در ضمن من ميرم واسه اينکه دوستام سر به سرم بذارن ، آبجی. بوووووووووووووووووووووووووووس هوارتا .

سيدو

کی يک همچين چيز ي گفته ؟ عادله اينها همه شايعه است ، باور نکن عزيز من. حالا اگه می خوای يکيو نفريين کنی و هفتاد جدشو به هم پيوند بزنی اون ديگه حسابش جداست و خود دانی .

امير

حس ميکنم يه کار خوب گير مياری شيرينی هم ميدی زود زود

صورتک خيالی

بابا اينقده کارای پردرامد هس که نگو! نمی دونم اخه دختر هم مگه دنبال کار ميگرد:))

فريبا

عادله جان اون خشمو کجا چطور می خوای بيرون بريزی؟ مبادا تو خودت نگهش داری؟ خيلی خطرناکه حسن

سيدو

هيچی امدم ببينم اينجا هنوز جنگ به راهه يا صلح برقرار شده !

ماکان

چون احتمالا خصلت خوبی نداری!