در شگفتم . از اینکه هر روز احساس جدید و نوئی را تجربه می کنیم . که هیچ وقت حال دو روزمان مثل هم نیست . حتی حال و هوای شادی و غممان هم هیچگاه شبیه نیست .

غصه مان یک روز طعمش مثل قهوه بی شکر تلخ است و روز دیگر انگار کمی شیر یا خامه دارد . شادیمان گاهی مزه مربای توت فرنگی می دهد و گاهی مثل آبنبات کشی  به دندان می چسبد .

دلواپسیها همیشه طعم لواشک آلو نمی دهند .ممکن است خوب که مزه مزه کنی ، گسی میوه های کال را در آن حس کنی .

با همه این احوال بیهوده سعی می کنیم همیشه حال و هوای یکسانی داشته باشیم وقتی اینهمه مزه متفاوت هست که می توان چشید ...

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

وبلاگم به روز شد بالاخره. مردم تا به روز شد!!

شهرام

بعضی وقتا هم زندگی طعم چلوکباب میده. البته با کوبیده ی اضافه. حالا نه میشه اسم شادی روش گذاشت و نه غم. دوستی می گفت بهتر است به احساسمان اسم ندهیم.

رضا قاری زاده

شاید یه جورهایی ما جمع اضدادیم ... یه جور مسئله ژنتیکی به ارث رسیده از خدایگان پدر ... شاید مشکل نه از حواس باشه نه از طعمها ... شاید درستش اینه که همینطور باشه ... من نمی دونم ولی اون دلواپسی را منم می گم مثل لواشکه طعمش ... ته دل آدم ضعف میره ناغافل

زمین شناس

خانم احتمالا زمین شناس. این چه پستیه؟ اول صبحی دهنمون آب افتاد. این زندگی شما مثل کافی شاپه. ولی از شوخی گذشته خیلی بامزه (یعنی خوشمزه) زندگی را تعریف کردید.

عادله

به آقای زمین شناس : بنده محققا زمین شناس هستم [چشمک]

عادله

به ترانه : یعنی واقعن معلومه شکمو هستم ؟! ولی جالبه موقعی که این پست رو می نوشتم خیلی گشنم بود . طوری که شب همش خواب غذا می دیدم ![نیشخند]

سعید

سلام اگر توی زندگی تلخی نباشه شیرینی زندگی را حس نمی کنید یا برعکس به هر چی نگاه می کنید عکسش هم در طبیعت گذاشته شده مثلاً امروز همین جا کمی شیرین شده [تایید] چون عادله خانم بعد از مدتها تصمیم گرفتن به کامنت خواننده هایشان جواب بدهند [خجالت] ولی این را جدی میگم مزه شیرین را ما حس نمی کنیم چون که شیرین است [قهر]حسش می کنیم چون شوری را قبلاً چشیدیم اما من فکر نمی کنم شما زمین شناس باشید شما باید مهندس تغذیه باشید [زبان]البته باید بگم که این چیزهای جدید که می بینید همش در مملکت اتفاق می افتد [تعجب] بر می گرده به این سال نو آوری خوب دیگه اینطوری دیگه [نیشخند] روز خوش شاد باشید [گل][گل]

علیرضا

وبلاگم به روز شد بالاخره. مردم تا به روز شد!!

عادله

به سعید خان : یعنی جواب دادن به کامنتها انقده خوبه ؟![چشمک]

سعید

سلام در جواب! عادله خانم ببینم وقتی کسی میره خانه کسی صاحبخانه چکار میکنه مسلماً با مهمانها صحبت می کنه نه؟[سوال]یا اینکه مثلاً مردم را دعوت میکنه و بعد هر کسی حرفش را میزنه وبعد هم از خانه میره بیرون کدامیک شیرین است [زبان] نه حالا اگر یک نویسنده باذوقی یک مطلبی مینوسیه وبعد میاد وفقط کامنتها را می خوانه و بعدش هم پست را عوض میکنه ومیره تا پست بعدی مثل این می ماند که مهمان بیاد و با خودش حرف بزنه [تعجب]بعدش بره دیگه و صاحبخانه هم[قهر]خوب دیگه حالا گذشته از شوخی این وبلاگ هم با صفاست هم یک نویسنده با ظرفیت وخوب داره [تایید] تا پست بعدی و طمعی دیگر بدرود البته میام ببینم ادامه این کامنتها چی شدها [چشمک] روز خوش [گل][گل]