از این سفره سرد و خالی از این سرپناه خیالی  نجاتم بده

از این خواب  عاشق کش بد از این فکر باید نباید نجاتم بده

از این صحنه پر هیاهو تو از ترس چاقو در آهو نجاتم بده

از این لحظه های کشنده از این ضجه های زننده نجاتم بده

نباید بذاری ستاره بمیره نباید دل شادی ما بگیره

نباید که این ترس دوری بریزه همین وحشت از تو مردن عزیزه

همین نم نم غم کنار تو خوبه

چه خالی چه پر مثل شعر نو خوبه

جهان با تو سر ریز و لبریز رنگه کنار تو آوارگی هم قشنگه ...

.

به نظر تو این شعر فوق العاده نیست ؟

/ 25 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كتايون

قشنگ بود عزيزم همين وحشت از تو مردن عزيزه

حضرت شوهر

جس عزيز شما خيلی وقته منو کشتی خودت خبر نداری ...يعنی چی اين حرفها ديگه ما شما را که عقد رسمی کرديم ...بعد از چهارتا بچه تازه شما يادتون اومده ...خانم جان شما تو خونه همش داری پخت و پز ميکنی خبر نداری اينها همه عوامل استکبار جهانی هستند..هدفشون ايجاد اختلاف بين زوجهای جوان است

حضرت شوهر

خانم نويسنده : عادی جايی نميره مگر به اذن شوهر و همراه ايشون ...روشن شد؟

سيدو

خدا خفت نکنه دختر با اين انتخابت. می بوسمت البته با اجازه حضرت آقا.

نمی دونم

من اصولن از بچگيم گوگوش رو دوست داشتم.

نمی دونم

پست قبلیت رو الان خوندم. .... فکر میکنم محیط کارت یه حس غریب و افسردگی آوری داشته باشه تو اینطور فکر نمی کنی؟

حسام

سلام. حال شما؟ نمی دونم من قبلا اينجا اومدم يا نه ولی برام خيلی آشناست. به هر خال وب جالبی داريد. موفق باشيد

فريبا

جهان با تو سر ریز و لبریز رنگه (آره خيلی قشنگه )

فريبا

عادله جونم مطمئنم يه كار بهتر منتظرته

عاطفه(احلام)

خيلی قشنگه منم ۲ سال پيش ترانه اشو گذاشتم متن وبلاگم...از اين فکر بايد نبايد نجاتم بده!