مثل وقتهایی که با کسی می چتی و نگاهت به صفحه کلید است، و سر بلند می کنی و می بینی ای دل غافل کلی تایپ کرده ای ولی بجای زبان فارسی ، لاتین بوده است و تو نفهمیده ای . نتیجه این می شود که یک سری حروف بی معنا پشت سر هم ردیف می شوند که کسی از آنها سر در نمی آورد !

حرف زدن با مردم هم همین حکم را دارد . اگر حواست نباشد و کلمات درست را انتخاب نکنی ، شخص مقابلت یک کلمه از حرفهایت را نخواهد فهمید . حالا چرا این را می گویم خودم هم نمی دانم .

.

زندگی وبلاگ نویسان هم یک جورهایی مثل زندگی پرسفون دوگانه است .نیمی روی زمین و نیمی زیر زمین. مگر نه ؟

.

چند روز پیش در مترو پیرمردی را دیدم که کت و شلوار پوشیده بود . چیزی که توجهم را جلب کرد این بود که شلوارش را با دستهایش در قسمت خشتک ! جمع کرده بود و کشیده بود بالا . بعد از آن بود که متوجه لکه بزرگ خیس پشت شلوارش شدم . دنیای بدی است .

.

شنبه باید بروم آن شرکت خوبه برای مصاحبه . امیدوارم مقبول بیفتم .

.

پ.ن. در مورد کمک به نرگس حیدری گمانم بشود چند جراح پلاستیک را پیدا کرد که حاضر باشند بدون گرفتن دستمزد عمل را انجام دهند .شما کسی را نمی شناسید ؟

خ.ن. یکهو نمی دانم از کجا یک موج مثبت بزرگ آمده است و مرا در بر گرفته است . امیدوارم این شرایط جوی وجودی مدت زمان طولانی دوام بیاورد .

چ.ن.امان از رفیقان ناباب که تو را وسوسه می کنند ( شخص خاصی مورد نظرم نیست البته ) !!!

/ 38 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونيکا

قضيه مترو خيلی تلخ بود. در مورد اون دختر بچه نمی خوام باز به بد بودن با دکترها محکوم بشم اما گمونم دکترها خيلی مادی شدن.اميدوارم يکی پيدا بشه که مادی نباشه

سيدو

سلام و درو د بر عادله . اين کامنت را فقط و فقط جهت خودنمايی و پز دادن برايت می گذارم و هيچ هدف و قصد ديگه ای پشت اين کامنت وجود ندارد . همه ي اینها جهت روشن سازی اذهان عمومي هست . می دونی که من سيدو خيلی خودنما ست . همينی که هست ! اینو همخونه ای من برای عادله نوشته بود ، نه اینکه حس مهم بودن برای چن دقیقه ای به من دست داد و خواستم دل عادله رو بسوزونم برات نوشتمش. حرف های هم خونه ای من : عادله ، من زندگی انگلی خودم را دارم . اگر صاحب خانه را بکشی ما نیز کشته میشویم . قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر است ؟

سيدو

ببين عادله من خيلی رک و راستم ! شيله و يله هم تو کارم نيست . البته همه يانيها باعث نميشه که تو نيای تو بغلم و من ماچت نکنم. بدو بيا بغل بابا و يک ماچ بده. خاک بر سر اين پرشن بلاگ يک ايکون بغل نداره ، بی ذوقای بی استهداد!

نمی دونم

ميگم امروز يکشنبه س. نگفتی شنبه مصاحبه ی اون شرکت خوبه چی شد؟

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

آره موافقم که يه وقت های هر چی ميگی هيچ کس نم فهمه در مورد من اينجوره که اصولا هرچی می گم خودم هم نمی فهمم حالا فرقی نمی کنه فونت فارسی باشه يا...

امير

مصاحبه خوب بود عادله جان؟

امير

چقدر چقدر خوب تو اسطوره ها را ميشناسی...يه گپ اسطوره ای طلب من

ماکان

مصاحبه چطور شد؟؟ استخدام شدی؟؟

نرگس

من چون سخنگوی اين وبلاگ می باشم به همين بسنده کنيد فعلا که عادله امروز سر کار بوده...اما جزييات باشه با خودش :ديييی