حال خوشی ندارم . هفته گذشته همه اش بیمار بودم . روحی و جسمی .

و حالا حکم غریقی را دارم که از طوفان جان سالم بدر برده و به ساحل رسیده است . اما درست نمی داند برای چه زنده است . ته ذهنش این فکر دست از سرش برنمی دارد که کاش زنده نمی ماند .

حالم مثل آن زنی است که به کله اش فرو کرده اند فقط آفریده شده است برای زاییدن . و حالا کور اجاق از آب در آمده است !

مترسکی را می مانم در زمستان .

حالم خوش نیست ...

 

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
ترانه

[بغل] چرا عزیزم؟چر ا حالت خوب نیست؟کاش میتونستم کاری کنم که یک کمی بهتر بشی؟هر چند حال خودم هم زیاد خوب نیست.[ناراحت]

عادله

می دونم ترانه تو هم مثل من . کاش می تونستیم خودمون برای خودمون کاری بکنیم ...

عاطفه

این اراجیف چیست عادله جان؟ از تو بعیده با اینهمه درایت و صبوری و ...

نرگس

طی ایمیلی که با حضرت خدا داشتیم چنین نتیجه حاصل شد که در اسرع وقت به امور شما رسیدگی فرموده و شما خندان و شادان باشید امضا: نمایندگی الوهیت [نیشخند]