در آخرین دقایق سال من حالم خوش نیست . بهتر بگویم خراب است .و خودم را می بینم که چطور آرام آرام به درون آن چاه عمیق سقوط می کنم .

.

سال کهنه را مرور می گنم . آنهمه هزینه کردن برای کار موزاییک که آخرش به هیچ کشید . چسبیدن به وبلاگ نویسی . فشار ناشی از مشکل پدر در خانه .

آشنایی ...

آمدن به تهران . گشتن و گشتن به دنبال کار . عاقبت یافتن و سر کردن با این رئیس نیمه دیوانه .

و بعد ...

.

امشب که از بچه ها جدا شدم با خودم فکر می کنم کاش نمی رفتم . احساس بدی دارم از اینکه دوستان جدیدم مرا این طور می بینند . در این شکل تازه .یک آدم ساکت که فقط گوش می کند و گوش می کند. و فکر می کنم اگر مرا آن روزها که زندگی را در مشتم داشتم ، می دیدند چقدر خوب بود و دیگر نمی گفتند چقدر بد است که من حرف نمی زنم .

.

خانم ع می گوید باید مثبت فکر کنم .

زور می زنم نمی شود .

.

در آخرین دقایق سال من حالم خوش نیست . بهتر بگویم خراب است .و خودم را می بینم که چطور آرام آرام به درون آن چاه عمیق سقوط می کنم ...

 

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
گلناز

عادله عادله عادله ... می دونی اگه نمی اومدی ما چقدر غصه می خوردیم؟ باور می کنی این رو؟ به نظرم بیشتر این بد بود که ما حق تو رو خوردیم و اصلا مهلت ندادیم حرف بزنی

محمد جواد شکری

حالا آدم هم مثل همه خیابون های عالم پستی و بلندی داره! بعد از این دوره سکوت نوبت حرف زدن شماست...نگران نباش

آفتاب

قوی باش.میتونی.قرصارو بریز دور(اگه میخوری البته).تو خودت خدایی.

صورتک خیالی

چقدر من الان متعجبم کی دقایق اخر سال شده اخه؟ بابا شما ها چقدر جلو جلو زندگی میکنید! من که عاشقتم!

ترانه

سلام. سال شلوغ و پر دردرسری داشتی. مثل خودمن.مشکلاتمون یکمی بهم شبییه.من هم احساسم تو مایه های تو هست.3 سال وقت گذاشتم برای رشته ای که فهمیدم اصلا بدردم نمیخوره،..جدایی.[لبخند] امیدوارم امسال سال بهتری باشه برای هردومون.

نرگس

صبر کن ببینم چه کولی بازی در میاره:دی تو چرا حرف تو دهن ما میذاری..ما کی گفتیم خیلی بد است که تو حرف نمیزنی... گفتیم چرا حرف نمیزنی؟؟!!‌:دی اخه تو نمیدونی وقتی تو خانوم میشینی اونجا بعد من وروره جادوی ولوله بعدش چه وجدان دردی میگیرم که چرا خانوم نبودم[نیشخند]... خانوم خوشگله..خودت داری میگی آخرین دقایق سالی که گذشت... این یعنی گذشت.. بی خیال سال جدید در راه..نخندی میام قلقلک ات میدمااااااااااااااااااا[ماچ]

خیاط

هنوز مونده به دقایق آخر سال٬ وقت هست! امیدوار باش مثل بقیه...[گل]

خانم نویسنده

این اپیدمی شده پس نگران نباش . [چشمک][لبخند][گل]

پدرو

با این همه برات آرزوی شادکامی میکنم...چقدر ما ایرانیها دپرسیم...ریاست این صنف رو هم خودم قبول میکنم...