یه روز جمعه امرداد که نشستی و آب هندوانه می خوری و حال و هوات ممکنه انقدر عجیب باشه که دیگه تکرار نشه و انوقت 30 سال بعد موقعی که نشستی و برای نوه ات آب هندوانه می گیری یهو یادت بیاد که ای دل غافل سی سال قبل یه روز جمعه امرداد بود که یه حس عجیب داشتی ...

/ 10 نظر / 14 بازدید
کتایون

این حال و هوای عجیب رو کاش یه کم بیشتر توصیف می کردی. از اون حس هاست که ممکنه از دست بره. یا اینکه نه ! تو امیدواری تا سی سال بعد هم این حال و هوا رو یادت نره ؟‌[لبخند]

عادله

خیلی باحاله که وقتی هنوز جوهر متنت خشک نشده ببینی دو تا کامنت داری. این از اون حسهاست که آدم خودشم نمی دونه چیه . مخلوطی از هزاران احساس کتی جونم برای همنی آدم یادش میره و 30 سال بعد توی یه لحظه خاص یادش میاد

کتایون

سوم اینکه تو همین الان اگه یه بچه زائیده بودی، اون بچه سی سال دیگه سی سالش می شد. و نمی دونم مثلن حساب کردی که بچه ت چند سالگی ازدواج می کنه و بچه دار میشه ؟ خب اگه اونم مثل من البته بچه ش رو بیست و پنج سالگی به دنیا بیاره خب تو می تونی سی سال دیگه برای نوه ی 5 ساله ت آب هندونه بگیری. ولی خب تو که هنوز بچه نداری؟... در نتیجه اگه همین الان ها دست بکار شی و تا یکی دو سال دیگه یه بچه ای داشته باشی اونوقت شاید بشه که سی سال دیگه برای نوه ی سه چهار ساله ت آب هندونه بگیری... اونم فقط در صورتی که بچه ت زود بچه دار بشه ها [نیشخند]

عادله

کتی جان گیر میدیا ! انگار باید همین الان دست به کار بشم . به نظرت یه اگهی بدم توی روزنامه برای شوهر افاقه می کنه ؟ بعدشم سعی می کنم اولین بچم دختر باشه و زود شوهرش می دم [نیشخند]

پیوست

عمراَ اگه سی‌سال بعد یادت باشه که امروز هندونه خوردی! یادمه چند روز پیش یکی توی وبلاگش نوشته بود که یادش نمی‌آد فلان پستی که نوشته ماجرا چی بوده و کی اتفاق افتاده! حالا آب هندونه که سهله...! من که بعید می‌دونم.

چهار ستاره مانده به صبح

[قهقهه]فکر کن سی سال بعد چقدر می‌خدیم به این روزامون ... مثلن تعریف می‌کنیم واسه نوه‌هامون آره بچه یه عادله‌ای بود اومد توی وبلاگش نوشت که ....

سعید

سلام اگر یک چنین حافظه ای داشته باشید واقعاً شاهکار است وخطرناک !!! ولی در جوابیه اتان به یک کامنت که در زیر خواندم که نوشته بودید : خیلی باحاله که وقتی هنوز جوهر متنت خشک نشده ببینی دو تا کامنت داری باید بگم خدایش من که برای بی ریائی وبا صفائی این وبلاگ میام اینجا مطمئنم خیلی های دیگه هم همین حس رادارند [چشمک] شادباشید [گل][گل]

آرمان آریایی

حالا چی بود این حس؟...به امید فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنیا

خلسه

ولی من 30 سال دیگه یه حس عجیب تر خواهم داشت![زبان]