کلمات وقتی جان می گیرند و تبدیل می شوند به آدمهای زنده که راه می روند و حرف می زنند ، بسیار هیجان انگیز است تا حدی که باعث می شود که آنقدر جو گیر شوی که صدایت درگلویت نیاید . خصوصن اینکه کلن اخلاقت طوری باشد که در برخوردهای اول کمی یخ زده باشی و همه تعجب کنند و مدام از تو بپرسند چرا انقدر ساکت و آرامی ؟ !

تمام امروز بعد از ظهر را مشغول توضیح این نکته بودم که در برخوردهای اول معمولن همین طوری هستم و خدا به فریادتان برسد ، دفعه بعد که من را می بینید ! ظاهرن آنقدر آنچه که در موردم تصور کرده بودند با آنی که بودم تفاوت داشت ، که عاطفه نگران شده بود و ازمن پرسید : تو حالت خوبه ؟!!!

گذشته از تمام اینها امروز روز خاطره انگیزی بود برایم که ترجیح می دهم چیزی راجع به آن ننویسم و فقط در ذهن نگه اش دارم . ( علی رغم خط و نشانی که برای امیر حسین کشیدم ! )

خصوصن اینکه این حس خوب وقتی قوت گرفت که شب با آناهیتا و برادرم فیلم راز را که فریبا به من داده بود دیدیم که برای من در این شرایط دیدنش مانند آبی بود بر آتش .

.

.

.

ب.ف.ن.( برای فریبا نوشت ) : فریبای عزیزم ممنونم .کار بزرگی برایم انجام دادی . یادم باشد دفعه بعد که دیدمت هر چقدر که دلم می خواهد ببوسمت !

.

ب.ن.ن.(برای نرگس نوشت ) : نمی دانم چطور بگویم .احساسم نسبت به تو مثل این است که آدم ناگهان بفهمد خواهری داشته که تابحال نمی دانسته است . از پیدا کردن و داشتنت خوشحالم .

.

ب.ا.ن ( برای او نوشت ) : هر وقت دلت می گیرد دلم می خواهد زمین دهان باز کند و مرا ببلعد که نمی توانم دل تنگی هایت را رفع کنم .

.

بعدن نوشت : خوب که فکر کردم دیدم عاطفه با آن حس مادرانه اش چه خوب فهمیده بود . حالم واقعن خوب نبود ...

/ 32 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

راستش چند وقته سر از پست هات در نيارم يوخده واضحتر صبت کن ما هم بفهميم

سيدو

آخی پس تو هم مشکل منو داری ؟

سيدو

اين خيلی خوبه که همه اشو کامل می نويسی و نيازی به اين نيست که يکی مثه من بره بشينه و کلی فرک کنه که اينها يعنی چه ؟ منظورم به طور کامل و صد در صد فرک بود نه فکر.

روزن روزن

خدا رو شكر.. ما به شما هيچوقت نگفتيم كم حرفي

امير

با اينکه ساکت بودی و لی کاملن واضح بود واجد شرايط يک فقره ابجی ۵ ستاره هستی...دلمان خوش شد از ديدنت

نمی دونم

اولش حسودی م شد که نديمت. آخرش که مطمئن شدم حالت خوب نبود بد جنسانه خوشحال شدم. اميدوارم وقتی خودم برای اولين بار می بينمت حالت خوب خوب باشه

محمد

من وقتی برای اولین بار تو جمعی می‌رم یا خیلی آروم یه گوشه می‌شینم و همه را از بی حرفی دق می‌دم، یا شورش را در میارم و آنقدر تیکه می‌اندازم و حرفای نسنجیده و بی ربط می‌زنم تا همه دق کنند! بعدش هم تا یه هفته از کارای احمقانه‌ای که کردم، عذاب وجدان می‌گیرم!

elham*

منم تو اولين برخوردها هميشه قاطم.٬کاش ميومدمااا